دروغ

گفت:«من نگران تو ام، اگه مطمئن باشم تو بعد از من داغون نمی شی همینجا تمومش می کنم».

توی چشماش زل زدم؛ دروغ می گفت...

گفتم:«من بعد از تو هیچ اتفاقی برام نمی افته، به زندگیم ادامه می دم، تو نگران من نباش».

اگه قبل از رفتن توی چشمام زل می زد می فهمید که دروغ می گفتم...

/ 1 نظر / 37 بازدید