گل نسا

چشمامو که باز کردم دیدم سر صبحی از همون وقتی که نم نم بارون شروع شده بود، دو تا شکوفه نارنج دو طرف صورتت سبز شده؛ رایحه اش هوش از سرم برده بود.

نتونستم جلوی خودم رو بگیرم، به صورتت نزدیک شدم تا بوی بهار رو از شکوفه های نارنج گونه هات بدزدم، اما عطر بهار نارنج تنت دیوونه ام کرد؛ چشمامو بستم و غرق رایحه ی بهشتی تنت شدم.

تو چشمای قشنگت رو باز کردی و نگاهم کردی.

من سرم رو پایین انداختم و گفتم: س...س....سلام

و ناگهان....

گونه هام تر شدند از بارش ابر سپید چشمات؛ با صدای لرزونم خوندم:

دونای(دونه های) بارون ببارین آرومتر

                                                 گلهای نارنج داره می شه پر پر....

و تو خندیدی در حالیکه هنوز چشمای قشنگت می باریدن و گفتی: سلام.

من از پنجره نگاهی به بیرون انداختم؛ افتاب زده بود ولی مضراب بارون هنوز داشت رو شیشه می نواخت.

سرم رو که برگردوندم تو نبودی، ولی عطر بهار نارنج خونه رو پر کرده بود.

بغض گلوم رو گرفته بود. این بار فریاد زدم:

گل نسای من رو میدند به شوهر

                                         خدای مهربون تو این زمستون

                                                                           یا من رو بکش یا اون رو نستون

بلند شدم دست بردم که چترم رو.....

اما نه، نمی خوام کسی اشکامو که حالا روی گونه هام سرازیر شدن ببینه.

نمی ذارم تو رو از من بگیرن باغ بهشتم!

اصلا می آم جلوی همه وا می ایستم می گم این گل نسای منه، هیشکی حق نداره ازم بگیردش.

می خوام دیوونه ی عطر بهار نارنج تنت بشم. می خوام هر روز صبح وقتی خوابی بیام و یه بوسه از شکوفه های نارنج بگیرم.

آخه تو گل نسای منی.

             بارون بارونه زمینا تر میشه                      گل نسا جونم کارا بهتر می شه

             گل نسا جونم غصه نداره                        زمستون می ره پشتش بهاره                          
لینک آهنگ بارون بارونه


/ 4 نظر / 27 بازدید
امیراحسان

سلام عزیز دل برادر سال نوت مبارک ان شا’ الله سال خوبی هم برای تو و هم برای خونواده باشه راستی متن این سریت به نظر من تعریفی نداشت راستی ایشالله امسال .................

جواد

ولی گل نسای منو دادن به یکی دیگه. حالا تنهائی چیکار کنم؟

صبا

سلام روح الله جان مرسی از لطفت. از اینکه به وبلاگم سر زدی ممنونم. خوشحال می شم بازم بیای و کلبه حقیر منو منور کنی. الان یه نگاه سطحی به وبلاگت کردم جالب بود. واسه همین ادش کردم تا بعد سر فرصت بشینم همه داستاناشو بخونم. موفق باشی عزیز

م.ر

دارن گل نسای منو می برن! خدا منو بکشه! خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا