نوزیوا
قلبها را باید شست. جور دیگر باید زیست
صفحات وبلاگ
نویسنده: روح الله - سه‌شنبه ٢٤ اردیبهشت ۱۳٩٢

گفت:«من نگران تو ام، اگه مطمئن باشم تو بعد از من داغون نمی شی همینجا تمومش می کنم».

توی چشماش زل زدم؛ دروغ می گفت...

گفتم:«من بعد از تو هیچ اتفاقی برام نمی افته، به زندگیم ادامه می دم، تو نگران من نباش».

اگه قبل از رفتن توی چشمام زل می زد می فهمید که دروغ می گفتم...

روح الله
به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم از اوست ... عاشقم بر همه عالم، که همه عالم از اوست
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :